بی عنوان!

مینویسم به باد قدیم

یه یاد ان روزها که تو بودی و تو بودی و تو

به یاد آن خنده ها و حرفها

 

پ ن.داریم سعی میکنیم حال رو بچسبیم ولی هی از دستمون در میره

پ ن.تایپ فارسی همیشه اینقدر سخت بود یا من یادم رفته؟!!

پ ن.خودمونیم ها چقدر وبلاگ طفلکیم زشت شده!

/ 4 نظر / 8 بازدید
...

چه خوب بازم بنویس

شکلات فندقی

عصر در کنار حوض ... خواهرم ... خيره در ميان آب بود ... توی آب حوض ... عکس ماه ... مثل خنده ای ميان قاب بود ... لحظه ای گذشت و آب حوض ... پر ز عکس صد ستاره شد ... دست برد خواهرم به آب حوض ... عکس ماه ... پاره پاره شد ...

شکلات فندقی

یادت میاد؟ برام نوشته بودی : "منم خيلی خوشم مياد عکسی که تو آب افتاده رو پاره کنم" یادت میاد اسمتو سرهم نوشته بودم؟ برام نوشته بودی:"حالا اين دفعه اومدم ولی دفعه ديگه اسمم رو سر هم ننويس!!!!خب چيکار کنم ...؟حساسم ديگه!" یادت میاد همیشه اولین کامنتو تو برام می نوشتی؟ می نوشتی :"اوووووووووووووووووووووووووووول"

مهدی

[لبخند] فایمن جمله جالبی میگه کسانی که گذشته را به خاطر نیاورند محکوم به تکرار آن هستند